تبلیغات
امام خامنه ای ( مد ظله العالی ) - آموزش فكر و فلسفه به كودكان(4)

امام خامنه ای ( مد ظله العالی )
 
بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت-سرخمٌ می سلامت، شکند اگر سبویی

كودكان فیلسوفان بالفطره‌اند


«بنیاد اسلامی حكمت صدرا» یكی از مراكزی است كه در مورد آموزش فكر و فلسفه به كودكان، مورد مطالبه‌ی جدی رهبر انقلاب است. این بنیاد یك مركز تخصصی علمی در زمینه‌ی فلسفه و حكمت متعالیه است. در زمینه‌ی فلسفه‌ی كودكان هم اقداماتی داشته است. برای تشریح صورت‌بندی و ارتباط این نوع آموزش با حكمت صدرایی، با خانم زهره حسینی، مسئول گروه فلسفه و كودك بنیاد حكمت اسلامی صدرا گفت‌وگو كرده‌ایم.
 
*از نظر شما اهمیت موضوع فلسفه برای كودك چیست و بنیاد اسلامی حكمت صدرا از این فعالیتش چه اهدافی دارد؟
پرورش و آموزش -یا همان تعلیم و تربیت صحیح كودكان- از مهم‌ترین پایه‌های تعالی هر جامعه‌ای است. در روش‌های یادگیری كلاسیك، معمولاً آموزش و پرورش را به معنی یادگیری مطالب و حفظ آن‌ها تلقی می‌كردند. معلم مطالبی را به شاگرد منتقل می‌كرد و شاگرد آن را بعدها به دیگران انتقال می‌داد. كسی حق به چالش كشیدن استاد را نداشت و نقد و بررسی معلومات استاد كار صحیحی به شمار نمی‌رفت. طبیعی است كه این كودكان در آینده با مشكلاتی در حل مسائل خود و دیگران روبه‌رو می‌شدند، زیرا تفكر نقاد نداشتند و این‌گونه تفكر را آموزش ندیده بودند. در مواجهه با مسائل، روش‌های نقد و بررسی موشكافانه، تجزیه و تحلیل و سپس قضاوت و داوری راجع به آن را نداشتند.

به نظر ما آن‌چه كه بسیار در زندگی به درد می‌خورد، تفكر نقاد است كه كودك بتواند درست و غلط را تمیز دهد و در داوری‌ها جانب صحیح را بگیرد. داشتن این نوع از تفكر از نیازهای مبرم و ضروری جامعه‌ی ماست كه باید از كودكی به آن پرداخت. به نظر ما كودكی كه با این نوع تفكر پرورش یابد تحت تأثیر القائات و تبلیغات سوء و تهاجم فرهنگی دشمن قرار نخواهد گرفت. پایه‌های تفكر عمیق و قوی را باید از كودكی بنا نهاد. كودكی كه بیاموزد چگونه بیندیشد، استدلال كند، دلیل بخواهد و به ملاك‌ها و معیارها برای تشخیص و داوری توجه كند، هرگز در بزرگسالی تحت تأثیر هر تفكری قرار نخواهد گرفت و راه صواب را از ناصواب تشخیص خواهد داد.
این سیستم درست نیست كه داده‌هایی را به كودكان بدهیم و آن‌ها هم پس بدهند و دلشان خوش باشد كه درسی خوانده‌اند. نتیجه‌ی آن هم امروز افزایش مشكلات اجتماعی مانند بالارفتن آمار طلاق، اعتیاد و ... است، زیرا ما به بچه‌هایمان یاد نداده‌ایم كه هر چیزی را ابتدا پردازش و بعد قبول یا رد كنند.

به بیان دیگر، این سیستم درست نیست كه یك سری داده‌هایی را به كودكان بدهیم و آن‌ها هم پس بدهند و دلشان خوش باشد كه درسی خوانده‌اند. در واقع تمام این داده‌ها بعدها در حل مسائل ذهنی به درد آن‌ها نمی‌خورد. مانند داده‌هایی كه به ما دادند و در امتحانات پس دادیم. نتیجه‌ی آن هم امروز افزایش مشكلات اجتماعی مانند بالارفتن آمار طلاق، اعتیاد و ... است، زیرا ما به بچه‌هایمان یاد نداده‌ایم كه هر چیزی را ابتدا پردازش و بعد قبول یا رد كنند.

*بحث همان دادن ماهی یا یاد دادن ماهیگیری است.
بله؛ صرفاً یك سری اطلاعات داده شده و ما این‌ها را پس می‌دهیم. یعنی همین‌جور منتقل می‌شود به شاگرد و شاگرد خودش استاد می‌شود و ... اما همین‌طور كه یك مسأله‌ی كوچك در زندگی ما به وجود می‌آید، همه‌مان درمی‌مانیم كه باید چه‌كار كنیم؟ این‌كه بتوانیم از بچگی به بچه‌‌ها یاد بدهیم كه فكر و تجزیه‌ و تحلیل كنند، به ملاك‌ها حساس باشند، در قضاوت‌ها به چه نكاتی توجه كنند و خلاصه یك تفكر عمیق و تعقل را بیاموزند تا وقتی بزرگ می‌شوند، افراد عاقلی باشند.

*تجویز‌ها و توصیه‌های شما به والدین در مورد موضوع فلسفه برای كودك چیست؟
والدین باید بدانند كودكان امانت‌های الهی در دستان آن‌ها هستند و نسبت به تربیت آن‌ها موظفند. در مرحله‌ی بعد باید بدانند كه كودكان با فطرت پاك الهی به دنیا می‌آیند و هر نوع رفتار با آن‌ها مانند «نقش بر سنگ» جاودانه می‌ماند. پس امر تربیت بسیار مهم و خطیر است. والدین باید بدانند كه كودكان ذاتاً و فطرتاً كنجكاوند. ذات حیرت و كنجكاوی كودكان باعث شده تا ما كودك را بالفطرة فیلسوف بدانیم. والدین نباید این حس را در درون كودكانشان نابود كنند، بلكه باید با مهارت‌هایی آن را پرورش دهند.

به نظر ما اولین مربیان «فلسفه و كودك» والدین هستند. آن‌ها نباید روحیه‌ی پرسشگری را در درون كودك سركوب كنند، بلكه باید به سؤالات او بادقت گوش كنند و در پیدا كردن پاسخ او را راهنمایی كنند تا خودش به جواب برسد. دادن جواب‌های آماده و كامل یا سركوب پرسشگری در كودك، هر دو روحیه‌ی كنجكاو او را از بین می‌برد. كودك باید خودش روش جست‌وجو برای رسیدن به جواب را بیابد و طی كند. والدین باید نقش راهنما و تسهیل‌گر را ایفا كنند. البته از محبت و نقش تربیتی آن نباید غافل بود. محبت به كودكان و ارضای نیازهای عاطفی آن‌ها می‌تواند پلی میان كودك و والدین ایجاد كند تا بهتر بتوانند به اهداف تربیتی خود برسند.
گزیده‌ی صوتی بیانات رهبر انقلاب: ضرورت آموزش فلسفه به كودكان

*خطرات و تهدیدهای احتمالی ورود به این فضا برای تربیت نسل آینده چیست؟
بخش فلسفه و كودك در ‌بنیاد حكمت اسلامی صدرا با این‌كه ایده‌ی اولیه را از فلسفه برای كودكان در غرب الهام گرفته، اما هیچ‌گاه در این فكر نبوده كه آن را اشاعه دهد. تنها عمل به این آیه از قرآن بوده كه «سخنان را بشنوید و از بهترین آن‌ها تبعیت كنید.»۱ ما در طی سال‌ها فعالیت در این مركز این طرح را بارها مرور و آسیب‌شناسی كرده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم كه هدف و مبانی «فلسفه برای كودك» در ایران با روش‌های غربی‌ها متفاوت است. هدف آن‌ها تربیت «شهروند دموكراتیك» است و هدف ما تربیت «انسان كامل» است و رساندن انسان به رستگاری و فلاح واقعی. مبانی آن‌ها فلسفه‌ی غرب و اگزیستانسیالیسم است و در متون و داستان‌هایشان، نسبی‌گرایی مشهود است، اما مبنای كار ما فلسفه‌ی اسلامی و اعتقاد به اصول اخلاقی است.

در این سال‌ها سعی كرده‌ایم محتواهای كار با كودكان را متناسب با سن آن‌ها و با استفاده از متون كهن ایرانی-اسلامی تهیه كنیم كه الحمدلله مورد پسند كودكان نیز بوده است. این داستان‌ها ابزارهایی برای راه‌اندازی بحث گروهی در كلاس خواهد بود كه علاوه بر آموزش مفاهیم اخلاقی، آداب بحث عملی را نیز به كودك آموزش می‌دهد.

خطر جدی این طرح این است كه افراد نالایق و ناشایست در گوشه و كنار كشور اقدام به برقراری كلاس‌هایی با محتوای غربی كرده‌اند. این می‌تواند آسیب‌هایی جدی برساند و باید كارشناسی جدی بشود. علاوه بر این‌ها، والدین نیز باید توجیه شوند كه كودكان‌شان در جهت مثبت در حال تغییر‌اند و آموزش ببینند كه با كودك پرسشگر و كنجكاو چگونه برخورد كنند تا خلاقیت وی سركوب نشود. یعنی ما حتماً باید كلاس‌ها و جلساتی برای توجیه والدین هم بگذاریم. فقط این نیست كه روی كودك كار شود.

*شما معتقدید كه بر اساس مبانی فلسفه‌ی اسلامی و حكمت صدرایی می‌شود به كودكان فلسفه را آموخت؟
بله؛ ببینید، حكمت عملی به معنی كاربردی‌ كردن حكمت نظری در جامعه است؛ یعنی استفاده از حكمت در زندگی روزمره به انحاء گوناگون. تفكر در كودكان در واقع شاخه‌ای از حكمت عملی است كه حكمای مسلمان مانند خواجه نصیرالدین و ابن سینا و ملاصدرا به آن اشاره داشته‌‌اند و از این رهگذر، مبانی این طرح در حكمت عملی فلسفه‌ی اسلامی نهفته است. در حكمت نظری انسان دارای قوه‌ی عاقله است؛ قوه‌ای كه با آن قادر به شناخت و معرفت است. انسان با این قوه توانایی دارد كه از بسیاری مسائل آگاهی پیدا كند، اما دارای محدودیت‌هایی هم هست.

مبنای تعلیم و تربیت ما باید بر اساس شكوفاكردن استعداد ذاتی انسان در رسیدن به حكمت نظری باشد. دستیابی به حكمت نظری، مقدمه و سرچشمه‌ی حكمت عملی است. در فلسفه‌ی صدرایی نه‌تنها بصیرت‌های درك فلسفه‌ی اسلامی حكمی و دینی یافت می‌شود، بلكه روش‌هایی وجود دارد كه به‌سادگی می‌توان به كودكان آموزش داد. البته این روش‌ها زمانی مؤثرتر هستند كه كودكان تربیت دینی شده باشند.
اولین مربیان «فلسفه و كودك» والدین هستند. آن‌ها نباید روحیه‌ی پرسشگری را در درون كودك سركوب كنند، بلكه باید به سؤالات او بادقت گوش كنند و در پیدا كردن پاسخ او را راهنمایی كنند تا خود به جواب برسد. دادن جواب‌های آماده و كامل یا سركوب پرسشگری، هر دو روحیه‌ی كنجكاو او را از بین می‌برد.

*این مفاهیم سنگین را چگونه به كودكان تعلیم می‌دهید؟
در سطح دبستان برنامه‌ی ما این است كه به كودكان آداب بحث كردن را یاد بدهیم. كودك باید یاد بگیرد چگونه در یك گروه بحث كند. بتواند بدون این‌كه محكوم كند یا محكوم شود یا تعصبی داشته باشد یا داوری غلطی كند، یك بحث سالم داشته باشد. در دبستان خیلی سعی نكرده‌ایم چیزی را آموزش دهیم؛ تنها چند مفهوم اخلاقی به عنوان دستاویزهایی برای بحث. اما هدف اصلی این است كه كودكان بتوانند بحث‌كردن سالم را یاد بگیرند. سپس در برنامه‌ی دوره‌ی راهنمایی، مفاهیم اخلاقی را در خلال بحث آموزش می‌دهیم و در سطح دبیرستان مفاهیم فلسفی را. یعنی همین‌طور كه كودك بزرگ و نوجوان و جوان می‌شود این مفاهیم هم با سنش به اصطلاح بزرگ‌تر و غنی‌تر می‌شود.

ابزار كار ما برای كودكان دبستانی «داستان» است. البته از فیلم، كارتون، عكس و حتی نقاشی‌های خود بچه‌ها هم استفاده می‌كنیم. روش‌های مختلفی داریم. اگر ببینیم بچه‌ها از داستان خسته می‌شوند، جلسه‌ی بعد از روش دیگری مانند بازی استفاده می‌كنیم. ما فكر می‌كنیم داستان از همه بهتر است. داستان‌ها را از متون كهن بیرون كشیده‌ایم و سعی كرده‌ایم در هر داستان، حداقل یك مفهوم اخلاقی باشد. مربی داستان را در كلاس می‌خواند و بچه‌ها درباره‌ی آن بحث می‌كنند. ریزه‌كاری‌هایی هم دارد؛ مثل طرز نشستن بچه‌ها در كلاس یا مثلاً این‌كه معلم را آموزش می‌دهیم كه بحث را به گونه‌ای هدایت كند تا به مطلوبش برسد و بحث از هدف اصلی منحرف نشود. این هم مهم است. مجموعاً یك روش است كه هدف اصلی‌ آن ارتقای سطح تفكر در كودك است.

*مهم این است كه پایه‌های تفكری ما بر اساس فلسفه‌ی اسلامی و حكمت صدرایی است.
بله؛ مبانی ما بسیار مهم است. از سال ۱۳۷۸ چند سالی روی منابع خارجی كار ‌‌كردیم. داستان‌های آن‌ها را مطالعه كردیم. وقتی دقیق می‌شویم می‌بینیم مبانی تمام‌ آن‌ها، مبانی فلسفه‌ی غربی است. موضوعات و مفاهیمی كه در داستان‌‌ها كار می‌كردند، مبتنی بر نسبی‌گرایی بود. فرض كنید یك داستان داشتند به نام «خرس و ماهی» كه خرس می‌تواند با ماهی دوست شود یا مثلاً مفهوم دزدی را بررسی می‌كردند كه دزدی می‌تواند بد باشد، می‌تواند خوب هم باشد! روی اصول اخلاقی دست گذاشته و آن‌ها را زیر سؤال برده بودند كه همه‌جا این بد است و بعضی جاها خوب است. این‌ها را در غالب داستان به خورد بچه‌ها می‌دادند.
هدف و مبانی «فلسفه برای كودك» در ایران با روش‌های غربی‌ها متفاوت است. هدف آن‌ها تربیت «شهروند دموكراتیك» است و هدف ما تربیت «انسان كامل» و رساندن انسان به رستگاری. مبانی آن‌ها فلسفه‌ی غرب و اگزیستانسیالیسم است، اما مبنای كار ما فلسفه‌ی اسلامی و اعتقاد به اصول اخلاقی.

ما كتاب‌های آقای لیپمن، آقای فیشر و آقای فیلیپ كمپ در استرالیا را آسیب‌شناسی كردیم. كتاب‌های آن‌ها این‌جا موجود است. به این نتیجه رسیدیم كه خودمان داستان‌هایی لازم داریم كه اولاً كودكان بپسندند و بعد هم مفاهیم غنی داشته باشد. الان داستان‌های مولوی را داریم، كلیله و دمنه را داریم -كه البته اساسش ایرانی نیست- گلستان و بوستان را داریم. متون كهن خودمان هم سرشار از داستان‌های پندآموز است.

*آیا مفاهیم و داستان‌های این متون را به زبان كودكان برگردانده‌اید؟
بله؛ روی این‌ها كار شده است. حتی داستان‌هایی با روایت دینی داریم. مثلاً در بحث شجاعت  ما داستانی از كودكی امام جواد علیه‌السلام را برای بچه‌ها می‌خواندیم كه بسیار برایشان جالب بود. همه‌ی این‌ها را ارزیابی هم كردیم و نتایج آن موجود است كه بچه‌ها این‌ها را بیشتر از داستان‌های غربی پسندیدند و ما با این كار به هدف خودمان رسیدیم.

*آیا این تغییرات كودكان مطابق میل پدر و مادرها بوده است؟
اگر پدر و مادرها مجاب می‌شدند كه این تغییرات در بچه‌ها مثبت است، آن‌ها هم سعی می‌كردند كه درست برخورد كنند، اما اگر پدر و مادرها توجیه نمی‌شدند و با این موضوع كنار نمی‌آمدند، مثلاً مادری می‌آمد و می‌گفت بچه‌ی ما تازگی‌ها زیاد سؤال می‌كند و راجع به همه چیز كنجكاوی می‌كند و خیلی فضول شده است! بعد او را دعوا می‌كردند و این بچه سركوب می‌شد. خب این تقصیر ما بود. ما این آتش را در دامن این بچه‌ها انداخته بودیم كه سؤال كنید و راحت از كنار هر چیزی نگذرید. اگر پدر و مادر توجیه می‌شدند و می‌فهمیدند كه كودك در حال تغییر مثبت است، كمكش می‌كردند.

ما به پدر و مادرها می‌آموختیم كه سؤال‌كردن كودكتان را سركوب نكنید. فوری هم پاسخ‌ها را در دامن‌شان نگذارید. این خوب نیست كه سریع احساس كنند شما دایرة‌المعارف هستید. بگذارید یك مقدار خودشان هم تحقیق كنند و بگردند. این‌ها را به والدین آموزش می‌دادیم كه جواب سؤالات بچه‌ها را ندهید. شما هدایتگر باشید تا خودشان دنبال جواب بگردند.

پی‌نوشت‌:
۱. بخشی از آیه‌ی ۱۸ سوره‌ی مباركه‌ی زمر: الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ




طبقه بندی: فکر و فلسفه، 
برچسب ها: فکر، فلسفه کودک، تربیت کودکان، بنیاد صدرا، اهمیت فکر کردن، فلسفیدن،  
دنبالک ها: امام خامنه ای،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 تیر 1392 توسط م. سلمان
تمامی حقوق مطالب برای امام خامنه ای ( مد ظله العالی ) محفوظ می باشد