تبلیغات
امام خامنه ای ( مد ظله العالی ) - انتظار ظهور موعود؛ حقیقتی معطوف به واقعیت

امام خامنه ای ( مد ظله العالی )
 
بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت-سرخمٌ می سلامت، شکند اگر سبویی
۱۳۹۰/۰۴/۱۸

بیانات در دیدار اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
اولاً تشكر میكنم از همه‌ى برادران و خواهران كه در بخشهاى مختلف - و همه هم لازم - مشغول كار و تلاش هستید؛ چه بخش مربوط به نماز، چه زكات، چه تفسیر، چه مهدویت و چه بقیه‌ى آنچه كه جناب آقاى قرائتى بیان كردند. همه‌ى اینها كارهاى مهمى است، كارهاى لازمى است و حقاً و انصافاً كار در این بخشها یك انفاق حقیقى و صدقه‌ى مقبوله‌ى عنداللَّه تعالى است ان‌شاءاللَّه. از همه متشكریم، ولى بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشكر كنیم. تشكر كه نه؛ چون كار، كار خداست، براى خداست، ان‌شاءاللَّه خداوند باید از ایشان و همكارانشان تشكر كند؛ لكن قدردانى باید بكنیم. من این چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگویم:

 آقاى قرائتى یك نمونه‌ى بسیار خوب و درس‌آموزى است خود ایشان. اولاً كارهائى را كه ایشان مباشر آنها شد، دنبال آنها رفت، همه‌اش خلأهائى بود كه وجود داشت؛ ایشان خلأها را پر كرده؛ خیلى ارزش دارد. بعضى كارها خوبند، اما تكرارى‌اند. اگر كسى توانست نیازها را، خلأها را پیدا كند، بشناسد و همت بگمارد بر اینكه این خلأها را پر كند، این ارزش مضاعفى دارد. ایشان اینجور عمل كرده است؛ هم در قضیه‌ى نماز - نمازِ با این عظمت، با این اهمیت، ركن دین، مایه‌ى قبول همه‌ى اعمال انسان، این مورد بى‌اعتنائى قرار بگیرد در جامعه، توجه لازم به آن نشود. این، خیلى خلأ بزرگى است - ایشان به این خلأ پرداخت، هم مسئله‌ى زكات، كه واقعاً در جامعه‌ى ما مطرح نبود و خود این مطرح نبودن یك نقطه‌ى ضعف بود، یك نقیصه بود، ایشان همت كرد، وارد شد؛ همه جا برو، همه جا بگو، به همه اصرار كن، خسته نشو، تا این به جریان بیفتد. قضیه‌ى تفسیر همین جور است، قضیه‌ى مهدویت و بقیه‌ى قضایائى كه حالا ایشان دنبال میكنند؛ این یك نكته است در كار آقاى قرائتى عزیز و محترممان.

 نكته‌ى دوم كه اهمیت آن از نكته‌ى اول بیشتر هم هست، صفا و خلوص ایشان است. خود این صفا هم موجب شده است كه ایشان بتواند كارها را پیش ببرد. خداى متعال با نیتهاى خالص همراه است؛ خلوص نیت تأثیر عجیبى دارد در پیشرفت كارهائى كه با این نیت انجام میگیرد. این هم یك نكته است؛ خیلى مهم است.

 من اینها را عرض كردم نه براى خاطر اینكه حالا بخواهیم از یكى تجلیل كنیم یا یكى را بزرگ كنیم. اینها كه نه مورد احتیاج و انتظار آقاى قرائتى است، نه ما دنبال این چیزها هستیم؛ میخواهیم اینجور كار كردن براى ما - براى همه‌مان، بخصوص ما طلبه‌ها - الگو بشود؛ یعنى اینجور حركت كنیم؛ نه اینكه حالا همین كارها را بكنیم؛ بلكه به این معنا كه بگردیم دنبال خلأها، دنبال آنچه كه نیاز به آن هست، اینها را پیدا كنیم. هر كسى ذوقى دارد، استعدادى دارد، توانائى‌هایى دارد، ظرفیتى دارد، از این ظرفیت استفاده بشود براى اینكه كار انجام بگیرد. این یك.

 دوم، استمرار و پیگیرى، كه من حالا همین جا از خود آقاى قرائتى و همكاران ایشان هم میخواهم كه این كارهائى كه شروع كردند، مطلقاً اینها را رها نكنند؛ این كارها پیگیرى بشود، دنبالگیرى بشود. اینجور نباشد كه یك كارى را شروع كنیم، بمجرد اینكه بركاتى، ثمراتى از آن ظاهر شد، خرسند بشویم، خوشحال بشویم، خدا را هم شكر بكنیم، ولى احساس بى‌نیازى، احساس سیرى به ما دست بدهد؛ نه، باید كار دنبال بشود. امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند به ایشان، به همه‌ى شما برادران، خواهران عزیز كمك كند، طول عمر بدهد، سلامتى بدهد كه بتوانید این كارها را دنبال كنید؛ اینها مهم است.

 اما مسئله‌ى مهدویت كه این روزها به مناسبت نزدیكى نیمه‌ى شعبان و عید بزرگ اسلامى - بلكه بشرى - با طرح این مسئله تناسب دارد، همین قدر باید عرض كنیم كه مسئله‌ى مهدویت در شمار چند مسئله‌ى اصلى در چرخه و حلقه‌ى معارف عالیه‌ى دینى است؛ مثل مسئله‌ى نبوت مثلاً، اهمیت مسئله‌ى مهدویت را در این حد باید دانست. چرا؟ چون آن چیزى كه مهدویت مبشر آن هست، همان چیزى است كه همه‌ى انبیاء، همه‌ى بعثتها براى خاطر آن آمدند و آن ایجاد یك جهان توحیدى و ساخته و پرداخته‌ى بر اساس عدالت و با استفاده‌ى از همه‌ى ظرفیتهائى است كه خداى متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده؛ یك چنین دورانى است دیگر، دوران ظهور حضرت مهدى (سلام اللَّه علیه و عجّل اللَّه تعالى فرجه). دوران جامعه‌ى توحیدى است، دوران حاكمیت توحید است، دوران حاكمیت حقیقى معنویت و دین بر سراسر زندگى انسانهاست و دوران استقرار عدل به معناى كامل و جامع این كلمه است. خب، انبیاء براى این آمدند.

 ما مكرر عرض كردیم كه همه‌ى حركتى كه بشریت در سایه‌ى تعالیم انبیاء، در طول این قرون متمادیه انجام دادند، حركت به سمت جاده‌ى اسفالته‌ى عریضى است كه در دوران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّریف) به سمت اهداف والا كشیده شده است كه بشر در آن جاده حركت خواهد كرد. مثل اینكه یك جماعتى از انسانها در كوه و كمر و راه‌هاى دشوار و باتلاق‌زارها و خارستانها با راهنمائى‌هاى كسانى همین طور حركت دارند میكنند تا خودشان را به آن جاده‌ى اصلى برسانند. وقتى به جاده‌ى اصلى رسیدند، راه باز است؛ صراط مستقیم روشن است؛ حركت در آن آسان است؛ راحت در آن راه حركت میكنند. وقتى به جاده اصلى رسیدند، اینجور نیست كه حركت متوقف بشود؛ نه، تازه حركت به سمت اهداف والاى الهى شروع میشود؛ چون ظرفیت بشر یك ظرفیت تمام‌نشدنى است. در طول این قرون متمادى، بشر از كج‌راهه‌ها، بیراهه‌ها، راه‌هاى دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پاى مجروح شده و زخم‌آلود، در بین این راه‌ها حركت كرده است تا خودش را به این جاده‌ى اصلى برساند. این جاده‌ى اصلى همان جاده‌ى زمان ظهور است؛ همان دنیاى زمان ظهور است كه اصلاً حركت بشریت به یك معنا از آنجا شروع میشود.

 اگر مهدویت نباشد، معنایش این است كه همه‌ى تلاش انبیاء، همه‌ى این دعوتها، این بعثتها، این زحمات طاقت‌فرسا، اینها همه‌اش بى‌فایده باشد، بى‌اثر بماند. بنابراین، مسئله‌ى مهدویت یك مسئله‌ى اصلى است؛ جزو اصلى‌ترین معارف الهى است. لذاست كه در همه‌ى ادیان الهى هم تقریباً - حالا تا آنجائى كه ما اطلاع داریم - یك چیزى كه لبّ و معناى حقیقى آن همان مهدویت است، وجود دارد، منتها به شكلهاى تحریف شده، به شكلهاى مبهم، بدون اینكه درست روشن باشد كه چه میخواهند بگویند.

 مسئله‌ى مهدویت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ یعنى مخصوص شیعه نیست. همه‌ى مذاهب اسلامى غایت جهان را كه اقامه‌ى حكومت حق و عدل به وسیله‌ى مهدى (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روایات معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پیغمبر اكرم و از بزرگان نقل شده است. بنابراین، هیچ تردیدى در آن نیست. منتها امتیاز شیعه در این است كه مسئله‌ى مهدویت در آن یك مسئله‌ى مبهم نیست؛ یك مسئله‌ى پیچیده‌اى كه براى بشر قابل فهم نباشد، نیست؛ یك مسئله‌ى روشن است، مصداق واضحى دارد كه این مصداق را میشناسیم، خصوصیاتى از او را میدانیم، پدران او را میشناسیم، خانواده‌ى او را میشناسیم، ولادت او را میشناسیم، جزئیات آن را خبر داریم. در این معرفى هم باز روایات شیعه، تنهائى در صحنه نیستند؛ حتّى روایاتى از غیر طریق شیعه هم وجود دارد كه همین معرفى را براى ما روشن میكند و باید كسانى كه مال مذاهب دیگر هستند، توجه كنند و دقت كنند تا این حقیقت روشن را دربیابند. بنابراین اهمیت مسئله یك چنین سطحى دارد و ما بیشتر از دیگران اولى‌ هستیم به اینكه به این مسئله بپردازیم؛ كارهاى علمى و دقیق و متقن روى این مسئله انجام بگیرد.

 مسئله‌ى انتظار هم كه جزء لاینفك مسئله‌ى مهدویت است، از آن كلیدواژه‌هاى اصلى فهم دین و حركت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است؛ انتظار؛ انتظار یعنى ترقب، یعنى مترصد یك حقیقتى كه قطعى است، بودن؛ این معناى انتظار است. انتظار یعنى این آینده حتمى و قطعى است؛ بخصوص انتظارِ یك موجود حىّ و حاضر؛ این خیلى مسئله‌ى مهمى است. اینجور نیست كه بگویند كسى متولد خواهد شد، كسى به وجود خواهد آمد؛ نه، كسى است كه هست، وجود دارد، حضور دارد، در بین مردم است. در روایت دارد كه مردم او را مى‌بینند، همچنانى كه او مردم را مى‌بیند، منتها نمیشناسند. در بعضى از روایات تشبیه شده است به حضرت یوسف كه برادران او را میدیدند، بین آنها بود، در كنار آنها بود، روى فرش آنها راه میرفت، ولى نمیشناختند. یك چنین حقیقت بارز، واضح و برانگیزاننده‌اى؛ این كمك میكند به معناى انتظار. این انتظار را بشریت نیاز دارد، امت اسلامى به طریق اولى‌ نیاز دارد. این انتظار، تكلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتى انسان یقین دارد كه یك چنین آینده‌اى هست؛ همچنانى كه در آیات قرآن هست: «و لقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر انّ الارض یرثها عبادى الصّالحون. انّ فى هذا لبلاغا لقوم عابدین»(1) - مردمانى كه اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند - باید خود را آماده كنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه‌اش آماده‌سازى خود هست. بدانیم كه یك حادثه‌ى بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت كه حالا سالها یا مدتها مانده است كه این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمیشود گفت كه این حادثه نزدیك است و در همین نزدیكى اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود. انتظار ایجاب میكند كه انسان خود را به آن شكلى، به آن صورتى، به آن هیئت و خُلقى نزدیك كند كه در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شكل و آن هیئت متوقع است. این لازمه‌ى انتظار است. وقتى بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یك چنین دورانى قرار است باشد - ما كه منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیك كنیم، خودمان را با عدل آشنا كنیم، آماده‌ى عدل كنیم، آماده‌ى پذیرش حق كنیم. انتظار یك چنین حالتى را به وجود مى‌آورد.

 یكى از خصوصیاتى كه در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است كه انسان به وضع موجود، به اندازه‌ى پیشرفتى كه امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبه‌روز این پیشرفت را، این تحقق حقایق و خصال معنوى و الهى را در خود، در جامعه بیشتر كند. اینها لوازم انتظار است.

 خب، بحمداللَّه امروز كسانى دارند در مسئله‌ى انتظار كارِ عالمانه میكنند؛ آن طورى كه در گزارشهاى جناب آقاى قرائتى بود و قبلاً هم این گزارش را خوانده بودم، حالا هم كه ایشان اشاره كردند و گفتند. از كارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئله‌ى انتظار و مسئله‌ى دوران ظهور نباید غفلت كرد. و از كارِ عامیانه و جاهلانه بشدت باید پرهیز كرد. از جمله‌ى چیزهائى كه میتواند یك خطر بزرگ باشد، كارهاى عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متكى به سند و مدرك در مسئله‌ى مربوط به امام زمان (عجّل‌اللَّه تعالى فرجه الشّریف) است، كه همین زمینه را براى مدعیان دروغین فراهم میكند. كارهاى غیرعالمانه، غیرمستند، غیر متكى به منابع و مدارك معتبر، صرف تخیلات و توهمات؛ اینجور كارى مردم را از حالت انتظار حقیقى دور میكند، زمینه را براى مدعیان دروغگو و دجال فراهم میكند؛ از این بایستى بشدت پرهیز كرد.

 در طول تاریخ مدعیانى بودند؛ بعضى از مدعیان هم همین چیزى كه حالا اشاره كردند، یك علامتى را بر خودشان یا بر یك كسى تطبیق كردند؛ همه‌ى اینها غلط است. بعضى از این چیزهائى كه راجع به علائم ظهور هست، قطعى نیست؛ چیزهائى است كه در روایات معتبرِ قابل استناد هم نیامده است؛ روایات ضعیف است، نمیشود به آنها استناد كرد. آن مواردى هم كه قابل استناد هست، اینجور نیست كه بشود راحت تطبیق كرد. همیشه عده‌اى این شعرهاى شاه نعمت‌اللَّه ولى را - در طول سالهاى متمادى و در موارد زیادى - بر آدمهاى مختلفى در قرون مختلف تطبیق كردند، كه بنده دیدم. گفتند بله، اینى كه گفته من فلان كس را، فلان جور مى‌بینم، این فلان كس است؛ یك شخصى را گفته‌اند. باز در یك زمان، صد سال بعد مثلاً، یك كس دیگرى را پیدا كردند و به او تطبیق كردند! اینها غلط است، اینها كارهاى منحرف‌كننده است، كارهاى غلطانداز است. وقتى انحراف و غلط به وجود آمد، آن وقت حقیقت، مهجور خواهد شد، مشتبه خواهد شد، وسیله‌ى گمراهى اذهان مردم فراهم خواهد شد؛ لذا از كارِ عوامانه، از تسلیم شدن در مقابل شایعات عامیانه بایستى بشدت پرهیز كرد. كارِ عالمانه، قوى، متكى به مدرك و سند، كه البته كار اهل فنِ این كار است، این هم كار هر كسى نیست، باید اهل فن باشد، اهل حدیث باشد، اهل رجال باشد، سند را بشناسد، اهل تفكر فلسفى باشد؛ بداند، حقایقى را بشناسد، آن وقت میتواند در این زمینه وارد میدان شود و كار تحقیقاتى انجام دهد. این بخش از كار را هرچه ممكن است، بیشتر باید جدى گرفت تا راه ان‌شاءاللَّه براى مردم باز شود؛ هرچه دلها با مقوله‌ى مهدویت آشنا شود و انس پیدا كند و حضور آن بزرگوار براى ما، ما مردمى كه در دوران غیبت هستیم، محسوستر شود و بیشتر حس كنیم و رابطه بیشتر داشته باشیم، این براى دنیاى ما و براى پیشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواهد بود.

 این توسلاتى كه در زیارات مختلف وجود دارد كه بعضى از اینها اسانید خوبى هم دارد، اینها بسیار باارزش است. و توسل، توجه، انسِ با آن بزرگوار از دور. این انس به معناى این نیست كه حالا كسى ادعا كند كه من خدمت حضرت میرسم یا صداى ایشان را میشنوم؛ ابداً اینجور نیست. غالب آنچه كه در این زمینه گفته میشود، ادعاهائى است كه یا دروغ است، یا طرف دروغ هم نمیگوید، تصور میكند، تخیل میكند. ما كسانى را دیدیم. آدمهاى دروغگوئى نبودند، اما خیال میكردند، تخیل میكردند؛ تخیلات خودشان را به عنوان واقعیت براى این و آن نقل میكردند! نبایستى تسلیم اینها شد. راه درست، راه منطقى. آن توسل، توسل از دور است؛ توسلى است كه امام آن را از ما میشنود، ان‌شاءاللَّه میپذیرد؛ ولو اینكه ما با مخاطب خودمان از دور داریم حرف میزنیم؛ اشكالى ندارد. خداى متعال سلامِ سلام‌دهندگان و پیامِ پیام‌دهندگان را به آن بزرگوار میرساند. این توسلات و این انس معنوى بسیار خوب و لازم است.

 امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال ظهور آن حضرت را هرچه نزدیكتر كند، ما را جزو یاران آن بزرگوار، هم در غیبتش، هم در حضورش قرار بدهد و ان‌شاءاللَّه ما را جزو مجاهدانِ در كنار آن بزرگوار و شهیدشدگان در ركاب آن بزرگوار قرار بدهد.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌




طبقه بندی: اسلام،دین، مذهب، 
برچسب ها: امام زمان، عصر، مسیج، انتظار، نیمه شعبان، مهدویت، مهدی،  
دنبالک ها: امام خامنه ای،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 تیر 1392 توسط م. سلمان
تمامی حقوق مطالب برای امام خامنه ای ( مد ظله العالی ) محفوظ می باشد